نوشته شده توسط : nevisande

اولین روزهای پاییز که از راه رسید، هوا هنوز آن‌قدر سرد نشده بود که همه سراغ لباس‌های ضخیم بروند. صبح‌ها خنک بود و عصرها دوباره می‌شد با یک لباس سبک‌تر بیرون رفت. آرش که تصمیم گرفته بود برای پاییز چند هودی و سویشرت جدید آماده کند، بین پارچه‌های مختلفی که روی میز گذاشته بود، مردد مانده بود. ظاهر بعضی پارچه‌ها شبیه هم بود، اما وقتی آن‌ها را در دست می‌گرفت، تفاوت وزن، ضخامت و انعطاف‌پذیری‌شان کاملاً احساس می‌شد. همان‌جا فهمید انتخاب پارچه فقط به رنگ و ظاهر آن مربوط نیست و باید دید قرار است لباس در چه شرایطی پوشیده شود.

روز بعد، یکی از نمونه‌ها را که دورس دو نخ بود کنار گذاشت. پارچه سبک‌تر و کم‌حجم‌تر به نظر می‌رسید و برای هودی‌ای که قرار بود بیشتر روزهای پاییز پوشیده شود، انتخاب منطقی‌تری بود. آرش تصور کرد همان هودی را روی یک تی‌شرت بپوشد و در یک عصر خنک پاییزی بیرون برود؛ نه آن‌قدر سنگین که حرکت را سخت کند و نه آن‌قدر نازک که سرمای هوا را به‌خوبی تحمل نکند. اما کمی آن‌طرف‌تر، دورس سه نخ قرار داشت؛ ضخیم‌تر و حجیم‌تر، مناسب روزهایی که هوا واقعاً سرد می‌شد.

چند روز بعد، هوا ناگهان تغییر کرد. باد سردی در خیابان‌ها پیچید و آرش فهمید پارچه‌ای که برای یک عصر معتدل پاییزی مناسب است، الزاماً برای روزهای سرد زمستان انتخاب خوبی نیست. دوباره سراغ پارچه‌ها رفت و این بار فقط ضخامتشان را نگاه نکرد. سطح داخلی، وزن، تراکم بافت و ترکیب الیاف را هم بررسی کرد. حتی به این فکر کرد که وجود لاکرا در بعضی پارچه‌ها می‌تواند آزادی حرکت و کشسانی بیشتری ایجاد کند، در حالی که برای یک مدل هودی آزاد، ممکن است چنین میزان کشسانی‌ای ضرورت نداشته باشد.

اما همه لباس‌های پاییزی قرار نبود ضخیم و سنگین باشند. بعضی از لباس‌ها برای استفاده روزمره یا پوشیدن به‌صورت لایه‌ای طراحی می‌شدند. برای چنین لباس‌هایی، پارچه‌های سبک‌تر هم می‌توانستند انتخاب مناسبی باشند. جودون با بافت مشخص خود، پارچه یکرو برای لباس‌های سبک‌تر و کش پنبه برای مدل‌هایی که راحتی و انعطاف‌پذیری بیشتری لازم داشتند، هرکدام جای خودشان را داشتند. آرش کم‌کم متوجه شد که نمی‌شود یک پارچه را صرفاً به دلیل نامش برای همه لباس‌ها مناسب دانست؛ وزن و ساختار هر محصول می‌تواند نتیجه متفاوتی ایجاد کند.

وقتی نوبت به انتخاب بین دورس دو نخ و سه نخ رسید، آرش تصمیم گرفت به جای اینکه بپرسد «کدام بهتر است؟»، سؤال دیگری از خودش بپرسد: «این لباس قرار است کجا و چه زمانی پوشیده شود؟» اگر هودی برای روزهای معتدل پاییز بود، وزن کمتر و راحتی اهمیت بیشتری داشت؛ اما اگر قرار بود در روزهای سردتر استفاده شود، ضخامت و ساختار داخلی پارچه مهم‌تر می‌شد. حتی یک دورس دو نخ با وزن بالا می‌توانست از یک نمونه سه نخ سبک‌تر، گرم‌تر احساس شود؛ پس اسم پارچه به‌تنهایی نمی‌توانست پاسخ نهایی را بدهد.

چند هفته بعد، وقتی لباس‌ها آماده شدند، آرش به نتیجه‌ای رسید که شاید در ابتدا ساده به نظر می‌رسید: بهترین پارچه، لزوماً ضخیم‌ترین یا گران‌ترین پارچه نیست. پارچه مناسب همان پارچه‌ای است که با مدل لباس، فصل استفاده، میزان گرمای موردنیاز، راحتی، ایستایی و حتی نوع حرکت هماهنگ باشد. پاییز برای او دیگر فقط فصل تغییر رنگ برگ‌ها نبود؛ فصلی بود که یادش داد انتخاب درست، از شناخت نیاز شروع می‌شود و بعد به سراغ پارچه می‌رود.




:: برچسب‌ها: پارچه , پارچه دونخ , پارچه سه نخ , پارچه دورس , پارچه جودون ,
:: بازدید از این مطلب : 0
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 27 مهر 1405 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


data-aos="flip-right"

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید